در حال بارگذاری
بازگشت به مقالات
فرزندپروری و خانواده

وقتی مادر و پدر هم‌مسیر می‌شوند؛ اهمیت هماهنگی در تربیت کودک

فاطمه خواجه پور۴ دقیقه مطالعه۵.۰
وقتی مادر و پدر هم‌مسیر می‌شوند؛ اهمیت هماهنگی در تربیت کودک

هماهنگی والدین در وضع قوانین و پرهیز از تناقض رفتاری، احساس امنیت کودک را تقویت می‌کند و پایه‌های آرامش خانه را می‌سازد. در این یادداشت با راهکارهای ساده و عملی برای رسیدن به توافق در تربیت فرزند و زمان مناسب دریافت راهنمایی تخصصی آشنا می‌شویم.

شاید برای شما هم بارها پیش آمده باشد؛ در حالی که تلاش می‌کنید ساعت خواب فرزندتان را تنظیم کنید و به او یادآوری می‌کنید وقت خاموش کردن تلویزیون است، همسرتان با لبخند وارد اتاق می‌شود و می‌گوید: «اشکالی ندارد، امشب بگذار یک کارتون دیگر هم ببیند». در چنین لحظه‌ای خستگی روز بر شانه‌های شما چندبرابر می‌شود و کودک هم با نگاهی مردد، میان دو تصمیم متناقض گیر می‌کند. این صحنه برای بسیاری از خانواده‌ها آشناست و نشان می‌دهد که هماهنگی پدر و مادر در عمل همیشه ساده نیست، اما نقش بسیار پررنگی در آرامش خانه دارد.

فرزندپروری مشترک یعنی چه؟

فرزندپروری مشترک به این معنی نیست که پدر و مادر در تمام لحظه‌ها نظراتی کاملاً یکسان داشته باشند یا یکی از آن‌ها هویت و شیوه خود را کنار بگذارد. تفاوت دیدگاه میان دو انسان کاملاً طبیعی است. این مفهوم در واقع به معنای این است که والدین تصمیم بگیرند به عنوان دو هم‌تیمی در یک زمین بازی کنند و به نگاه تربیتی یکدیگر احترام بگذارند. وقتی والدین در نقش والدگری از هم پشتیبانی می‌کنند، این همکاری حتی باعث می‌شود رابطه عاطفی و زناشویی خودِ آن‌ها نیز در سال‌های بعد استوارتر و گرم‌تر بماند.

در تجربه‌ای که به عنوان روانشناس و مشاور با هر همراه عزیز در مسیر فرزندپروری داریم، بارها دیده‌ایم که تقویت نقش پدر در خانه با حمایت مادر امکان‌پذیرتر می‌شود. اگر مادری به جای نقد پیوسته روش‌های تربیتی همسرش، به او اعتماد کند و او را برای حضور در کارهای روزمره کودک تشویق نماید، مشارکت پدر در خانه عمیق‌تر می‌شود و هر دو احساس آرامش بیشتری خواهند داشت.

اثر دوصدایی بودن بر رفتار و امنیت کودک

کودکان برای داشتن احساس امنیت، نیاز دارند بدانند قوانین دنیای اطرافشان چطور کار می‌کند. وقتی پدر قانونی تعیین می‌کند و مادر آن را نقض می‌کند، یا برعکس، مرزهای رفتاری برای کودک مه‌آلود می‌شوند. در چنین محیطی، کودک به تدریج یاد می‌گیرد برای رسیدن به خواسته‌هایش بین والدین شکاف بیندازد و از «نه» یکی به «بله» دیگری پناه ببرد. این وضعیت شاید در کوتاه‌مدت بازیگوشی به نظر برسد، اما در بلندمدت اضطراب کودک را افزایش می‌دهد؛ زیرا او در محیطی بدون چارچوب محکم و قابل اتکا زندگی می‌کند.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که هماهنگی و پشتیبانی والدین از یکدیگر در هدایت کودک، مانند دیواری محافظ در برابر بروز مشکلات رفتاری، پرخاشگری و ناسازگاری عمل می‌کند. علاوه بر این، هماهنگی مثبت میان والدین حتی در دوران نوجوانی نیز اثر خود را نشان می‌دهد و باعث می‌شود فرزند دلبستگی امن‌تری پیدا کرده و بتواند با همسالان خود پیوندهای اجتماعی سالم‌تر و قوی‌تری برقرار سازد.

راهکارهای ساده برای گفت‌وگو و توافق بر سر قوانین

رسیدن به هماهنگی به معنای جلسات طولانی و فرسایشی نیست، بلکه با چند تمرین کوچک و مهربانانه در جریان زندگی روزمره شکل می‌گیرد:

  • اختصاص یک گفت‌وگوی کوتاه هفتگی؛ زمانی آرام در غیاب بچه‌ها، مثلاً بعد از خوابیدن آن‌ها، پیدا کنید و درباره رفتارها و قوانین هفته آینده با لحنی صمیمانه صحبت کنید.
  • توافق روی چند قانون شفاف و ثابت؛ به جای وضع ده‌ها قانون پیچیده، روی سه تا چهار اصل اساسی مانند زمان خواب، استفاده از گوشی و احترام در گفت‌وگو به توافق برسید و هر دو پای آن بایستید.
  • قانون حمایت در حضور کودک؛ اگر با تصمیم همسرتان در آن لحظه موافق نیستید، در برابر فرزندتان مخالفت نکنید. اجازه دهید نظر همسرتان در آن موقعیت پابرجا بماند و سپس در خلوت دونفره درباره‌اش گفت‌وگو کنید.
  • سهیم کردن پدر در تصمیم‌گیری‌ها؛ مشارکت فعال پدران در فرآیندهای تربیتی و مراقبتی، بارهای روانی خانواده را تعدیل می‌کند و برای رشد سالم کودک یک فرصت بی‌نظیر می‌سازد.

مدیریت اختلاف‌نظرها دور از چشم فرزندان

فرزندان ما به سادگی متوجه تنش‌ها و تفاوت لحن‌ها می‌شوند. وقتی والدین در برابر چشم کودک با یکدیگر درباره درست یا نادرست بودن یک تصمیم بحث می‌کنند، کودک احساس ناامنی شدیدی پیدا می‌کند و گاهی خود را مقصر دعوای پدر و مادر می‌داند. در چنین موقعیت‌هایی، تمرین خویشتن‌داری بزرگ‌ترین هدیه‌ای است که می‌توانید به فرزندتان بدهید.

می‌توانید میان خودتان یک توافق ساده یا کلمه‌ای رمز داشته باشید؛ برای نمونه وقتی اختلاف‌نظری پیش می‌آید، یکی از والدین بگوید «اجازه بده بعداً با هم تصمیم بگیریم». این جمله هم به کودک نشان می‌دهد که تصمیم‌گیری مشترک است و هم فرصتی ایجاد می‌کند تا در فضایی آرام، بدون بار هیجانی و دور از کودک، بهترین راه‌حل را پیدا کنید. این برخورد محترمانه به فرزند یاد می‌دهد که تفاوت دیدگاه را می‌توان با آرامش حل کرد.

چه وقت از متخصص کمک بگیریم؟

گاهی با وجود همه تلاش‌ها و نیت‌های خوب، گره‌های تربیتی به سادگی باز نمی‌شوند و گفت‌وگوها به بن‌بست می‌رسند. در این حالت، کمک گرفتن از دیدگاه یک شخص متخصص می‌تواند مسیر پیش رو را روشن کند:

  • زمانی که هر گفت‌وگو درباره رفتارهای فرزندتان، خیلی سریع به سرزنش، تلخی یا دلخوری‌های طولانی‌مدت میان شما و همسرتان ختم می‌شود.
  • اگر متوجه شده‌اید که کودک به صورت مداوم از تفاوت دیدگاه‌های شما برای فرار از مسئولیت یا نافرمانی‌های مکرر استفاده می‌کند.
  • وقتی نشانه‌هایی از اضطراب زیاد، ناخن جویدن، پرخاشگری یا افت تحصیلی چشمگیر در رفتار کودک مشاهده می‌کنید و شیوه رفتاری شما آرامش او را بازنمی‌گرداند.
  • اگر یکی از والدین احساس تنهایی شدید یا طردشدگی می‌کند و تصور دارد هیچ نقشی در تصمیم‌گیری‌های مربوط به فرزندش ندارد.

قدم‌های کوچک برای هم‌مسیر شدن

هم‌مسیر بودن در تربیت کودک به این معنا نیست که از فردا هیچ اختلافی نخواهید داشت. تربیت فرزند یک مسیر تجربی و پر از یادگیری است که نیاز به شکیبایی، گفت‌وگو و مهربانی مداوم دارد. از کارهای بسیار کوچک شروع کنید؛ همین امشب می‌توانید با همسرتان درباره یک موضوع مشترک و ساده گپ بزنید و قدردان زحمات یکدیگر باشید. وقتی فرزندتان ببیند شما دو نفر حامی هم هستید، احساس امنیت و آرامش عمیقی در قلب او ریشه می‌دواند.

اگر در این مسیر احساس سردرگمی می‌کنید و دوست دارید شیوه‌های هماهنگی متناسب با ویژگی‌های خانواده خود را بیابید، دعوت می‌کنیم در فضایی آرام و صمیمانه با یک روانشناس و مشاور به گفت‌وگو بنشینید.

این نوشته برای آگاهی عمومی است و جای ارزیابی و مشاورهٔ تخصصی را نمی‌گیرد.

این مقاله چقدر مفید بود؟

برای امتیازدهی وارد شوید.

دیدگاه‌ها

در حالِ بارگذاریِ دیدگاه‌ها…

پیشنهادِ مطالعه