در حال بارگذاری
بازگشت به مقالات
روانشناسی نوجوان و خانواده

اضطراب روزهای ناآرام و یادگیری فرزندان ما

سهام رحمانی۴ دقیقه مطالعه۵.۰
اضطراب روزهای ناآرام و یادگیری فرزندان ما

وقتی اخبار نگران‌کننده و سایه جنگ آرامش خانه را برهم می‌زند، طبیعی است که تمرکز و یادگیری دانش‌آموزان افت کند. با شناخت ریشه‌های این اضطراب و چند گام ساده و آرامش‌بخش در خانواده، می‌توانیم به تداوم یادگیری فرزندمان کمک کنیم.

غروب که می‌شود و صدای اخبار جنگ در فضای خانه می‌پیچد، شاید متوجه شده باشید که فرزندتان روبه‌روی کتاب درسی نشسته، اما چشم‌هایش به نقطه‌ای نامعلوم خیره مانده است. شاید بارها یک صفحه را خوانده و هنوز نمی‌داند چه خوانده، یا با کوچک‌ترین صدایی از کوچه واکنش نشان می‌دهد و بی‌قرار می‌شود. برای هر پدر و مادری دیدن افت انگیزه و درس نخواندن فرزند در این روزها دلهره‌آور است. همه ما دوست داریم آینده تحصیلی فرزندمان آسیب نبیند، اما حقیقت این است که ذهن انسان در شرایط ناامنی، پیش از هر چیز به دنبال بقا و آرامش می‌گردد، نه فرمول‌های درسی.

ذهن دانش‌آموز در روزهای جنگ چه تجربه‌ای را می‌گذراند؟

وقتی اخبار ناامنی و تنش‌های مداوم در جریان است، بدن و ذهن فرزند ما در حالت آماده‌باش قرار می‌گیرد. این وضعیت اصلاً به معنای تنبلی، بی‌مسئولیتی یا کم‌هوشی نیست. پژوهش‌های حوزه مغز نشان می‌دهند که در شرایط مواجهه با استرس‌های شدید و تجارب آسیب‌زا، مسیرهای ارتباطی میان بخش پردازش هیجان و ترس یعنی آمیگدال با مرکز یادگیری و حافظه یعنی هیپوکامپ دستخوش تغییر می‌شود. وقتی آمیگدال بیش از اندازه فعال است، بخش بزرگی از ظرفیت پردازش ذهن صرف گوش‌به‌زنگ بودن برای خطرات احتمالی می‌شود.

علاوه بر این، استرس‌های سنگین می‌توانند بر بخش‌های جلویی مغز که مسئول تصمیم‌گیری، تمرکز و مدیریت احساسات هستند اثر بگذارند و از کارایی معمول آن‌ها بکاهند. حتی بخش‌هایی مانند مخچه که در هماهنگی عملکردهای هیجانی و شناختی نقش دارند، ممکن است در مواجهه با آسیب‌های روانی تغییراتی را تجربه کنند. بنابراین کاملاً طبیعی است که نوجوان در چنین وضعیتی نتواند مطالب تازه را به آسانی در حافظه کاری خود نگه دارد یا در زمان آزمون، اطلاعات را به سرعت به یاد بیاورد.

تفاوت تجربه استرس در کودکان و نوجوانان

کودکان و نوجوانان اضطراب ناشی از ناامنی را یک‌شکل بروز نمی‌دهند. سن، تجربه قبلی و شرایط محیطی بر شیوه مواجهه آن‌ها اثر می‌گذارد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که تجربه‌های تنش‌زا در دوران رشد می‌تواند الگوهای واکنش به ترس را در بخش‌های مختلف مغز شکل دهد. به همین دلیل، برخی نوجوانان ممکن است نگرانی خود را پنهان کنند و در ظاهر کاملاً بی‌تفاوت به نظر برسند، در حالی که برخی دیگر بی‌حوصله، پرخاشگر یا گوشه‌گیر می‌شوند.

یک نوجوان ممکن است مدام در شبکه‌های اجتماعی اخبار جنگ را بالا و پایین کند تا حس کند کنترلی بر اوضاع دارد، در حالی که این کار تشویش او را بیشتر می‌کند. در مقابل، کودکان کم‌سن‌تر ممکن است ترس خود را با چسبیدن به پدر و مادر، بی‌قراری هنگام خواب، بهانه‌گیری‌های پیاپی یا شکایات جسمی مانند دل‌درد نشان دهند. ارتقای سواد سلامت و آموزش آگاهی به نوجوانان کمک می‌کند شناخت بهتری از واکنش‌های بدن و روان خود به دست آورند و روش‌های سالم‌تری برای مراقبت از خود پیدا کنند.

چگونه در خانه فضای امن‌تری برای یادگیری بسازیم؟

برای بازگرداندن توان یادگیری به فرزندمان، نخستین گام بازسازی حس امنیت در محیط خانه است. اصرار بر اینکه دانش‌آموز درست مثل روزهای عادی درس بخواند، فشار روانی مضاعفی بر او تحمیل می‌کند. همراه شدن با نیازهای واقعی فرزند در شرایط بحرانی، موثرترین راهکار است. ما می‌توانیم با چند اقدام ملموس، محیطی حمایت‌گر در خانه ایجاد کنیم:

  • جریان خبرها را در خانه کنترل کنید و از روشن ماندن بی‌پایان تلویزیون یا صحبت مداوم درباره خطرات در حضور فرزندان پرهیز نمایید.
  • برنامه‌های روتین و ساده خانوادگی مانند زمان مشخص خواب، صرف غذا در کنار هم و زمان‌های کوتاه گفت‌وگو را حفظ کنید تا به ذهن احساس نظم و امنیت بدهد.
  • تکالیف درسی را به بخش‌های کوچک تقسیم کنید؛ به جای مطالعه طولانی، از بازه‌های کوتاه‌مدت بیست دقیقه‌ای با استراحت‌های کوتاه بین آن‌ها استفاده کنید.
  • برای شنیدن احساسات و ترس‌های فرزندتان وقت بگذارید؛ لازم نیست برای هر نگرانی یک جواب قطعی داشته باشید، همین که مطمئن شود کنارش هستید بیشترین آرامش را می‌بخشد.
  • در ارزیابی نمرات و پیشرفت تحصیلی انعطاف داشته باشید و به جای سرزنش، تلاش‌های کوچک او را در این روزهای دشوار تشویق کنید.

چه وقت از متخصص کمک بگیریم؟

ترس و دلشوره در روزهای ناامنی، واکنش‌هایی طبیعی و قابل درک هستند و معمولاً با همدلی و گذشت زمان آرام‌تر می‌شوند. با این حال، اگر این پریشانی‌ها بسیار شدید شوند یا برای مدتی طولانی ادامه پیدا کنند، ممکن است عملکرد روزمره دانش‌آموز را مختل سازند.

اگر نشانه‌هایی مانند بی‌خوابی مداوم، دیدن کابوس‌های تکراری، گریه‌های مکرر، ترس‌های شدید، قطع ارتباط با دوستان یا افت شدید در مراقبت از خود بیش از چند هفته ادامه داشت، کمک گرفتن از افراد حرفه‌ای اهمیت زیادی دارد. تغییرات ساختاری در بخش‌های مختلف قشر مغز نشان می‌دهد که ادامه یافتن تنش‌های درمان‌نشده می‌تواند ظرفیت روانی فرد را فرسوده کند. یک روانشناس و مشاور می‌تواند به فرزند شما کمک کند تا بارهای هیجانی سنگین را در محیطی امن تخلیه کند و دوباره آرامش خود را بیابد.

جمعبندی

در روزهای ناآرامی و اضطراب ناشی از جنگ، بزرگ‌ترین وظیفه ما نه ثبت نمرات بی‌نقص، بلکه حفظ سلامت روان و احساس امنیت فرزندمان است. وقتی پایه‌های آرامش در خانواده محکم باشد، توان یادگیری و حافظه دانش‌آموز نیز به تدریج مسیر طبیعی خود را بازمی‌یابد. صبوری، مهربانی، کاهش توقعات تحصیلی و ایجاد نظمی آرام در خانه، بهترین پناهگاهی است که می‌توانیم برای نوجوانان خود بسازیم.

اگر احساس می‌کنید این روزها سنگینی اضطراب فراتر از توان شما یا فرزندتان شده است، می‌توانید در فضایی امن و آرام با یک روانشناس و مشاور گفتگو کنید.

این نوشته برای آگاهی عمومی است و جای ارزیابی و مشاورهٔ تخصصی را نمی‌گیرد.

این مقاله چقدر مفید بود؟

برای امتیازدهی وارد شوید.

دیدگاه‌ها

در حالِ بارگذاریِ دیدگاه‌ها…